گزیده سخنان امام جواد (ع)

  • همنشینی با بدان: از همنشینی با انسان بد بپرهیز که او همانند شمشیر بدون غلاف است؛ منظره‌اش نیکو و زیبا، ولی اثر و نتیجه‌اش زشت و نازیباست.

 

  • خیانت: برای اثبات خیانت شخص، همین کافی است که او امین اشخاص خیانتکار باشد.

 

  • حرکت به سوی خدا: حرکت کردن به سوی خداوند با دل، شخص را بهتر، سریعتر و مطمئن‌تر به خداوند می رساند، نسبت به اطاعت و عبادتش با سایر اعضاء و جوارح.

 

  • اطـاعــت از هــوای نـفـس: هر کس از هوای خویش اطاعت کند، آرزوی دشمن خویش را بر آورده کرده است.

 

  • اعتماد به خداوند: اعتماد به خداوند متعال، بهای هر چیز گرانبها و نردبانی برای رسیدن به هر چیز بلند مرتبه ای است.

 

  • عزت مؤمن: عزت مومن در بی‌نیازی او از مردم است.

 

  • دوستی با خدا، دشمنی با خدا: این گونه مباش که در آشکارا دوست خدا و در پنهان دشمن خدا باشی.

 

  • خانه ای در بهشت: هر کس در راه خدا و فقط به خاطر او از برادری استفاده کند، از خانه ای در بهشت استفاده کرده است.

 

  • جان‌ها و دارایی‌ها: جان‌ها و اموال ما از بخشش‌های خداوندی و از امانت‌های اوست. تا زمانی که از آنها بهره مند شویم مایه خوشی و شادی است و زمانی که آن را از ما بگیرند و محروم شویم، برایمان مایه اجر و ثواب است. پس هر کس بی تابی‌اش بر صبرش غالب گردد اجرش ضایع شده است، و ما از آن به خداوند پناه می‌بریم.

 

  • تأخیر در توبه، اصرار در گناه: به تاخیر انداختن توبه، فریب خوردن است؛ کارها را به آینده موکول ساختن سرگردانی است؛ عذرتراشی در برابر خدا نابودی است؛ اصرار بر گناه آسودگی از مکر خداست و جز زیانکاران از مکر خدا آسوده نیستند.

 

  • توصیه: مردی به امام جواد علیه السلام گفت:«مرا اندرزی دهید.» امام فرمود:«می پذیریی؟» مرد گفت:«آری.» امام فرمود:«صبر را تکیه‌گاه خود برگزین، فقر را در آغوش بگیر، شهوت‌ها را به دور انداز، با هوای نفس مخالفت کن، بدان که در برابر دیده‌گان خدا هستی. و مراقب باش که در پیشگاه او چه می کنی.»

 

  • بندگی خدا و بندگی شیطان: هر کس گوش دل به کسی دهد او را پرستیده است. اگر گوینده از طرف خداست، او خدا را پرستیده است و اگر گوینده از زبان ابلیس سخن می‌گوید، شیطان را پرستیده است.

 

  • نیازمندی‌های مؤمن: مؤمن به سه چیز نیازمند است:
    • توفیق از طرف خداوند.
    • پنددهنده‌ای از درون خویش.
    • پذیرش نصیحت دیگران .


منابع:
تحف العقول، ص 478.

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٧

باز هم نصیحت !

تجربه های تلخ و شیرین زندگی را مانند یک درس فهمیدنی بدانید نه حفظ کردنی ،چرا که مطالب حفظ شده پس از مدت زمانی در ذهن پاک می شود.

  
نویسنده : ; ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٥

نیایش با پروردگار

و بگو : پروردگارم مرا در هر کاری به گونه ای راست و درست داخل نما . مرا از هر کاری به گونه ای راست و درست خارج ساز و از جانب خود برای من سلطه ای پیروزمندانه قرار ده .سوره اسرا آیه 80

http://i29.tinypic.com/10gctmt.jpg

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٧
تگ ها :

عشق از نگاه دکتر علی شریعتی

 

عشق یک جوشش کور است
و پیوندی از سر نابینایی،
دوست داشتن پیوندی خودآگاه
واز روی بصیرت روشن و زلال.


عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و
هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است،
دوست داشتن از روح طلوع می کند و
تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج میگیرد.


عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست،
و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر میگذارد
دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی میکند.


عشق طوفانی ومتلاطم است،
دوست داشتن آرام و استوار و پروقار وسرشاراز نجابت.


عشق جنون است
و جنون چیزی جز خرابی
و پریشانی "فهمیدن و اندیشیدن "نیست،
دوست داشتن ،دراوج،از سر حد عقل فراتر میرود
و فهمیدن و اندیشیدن رااززمین میکند
و باخود به قله ی بلند اشراق میبرد.


عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند،
دوست داشتن زیبایی های دلخواه را
در دوست می بیند و می یابد.


عشق یک فریب بزرگ و قوی است ،
دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی،
بی انتها و مطلق.


عشق در دریا غرق شدن است،
دوست داشتن در دریا شنا کردن.


عشق بینایی را میگیرد،
دوست داشتن بینایی میدهد.


عشق خشن است و شدید و ناپایدار،
دوست داشتن لطیف است و نرم و پایدار.


عشق همواره با شک آلوده است،
دوست داشتن سرا پا یقین است و شک ناپذیر.


ازعشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر میشویم،
از دوست داشتن هرچه بیشتر ،تشنه تر.


عشق نیرویی است در عاشق ،که او را به معشوق میکشاند،
دوست داشتن جاذبه ای در دوست ،
که دوست را به دوست می برد.


عشق تملک معشوق است،
دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست.


عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند،
دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز میخواهد
ومیخواهد که همه ی دل ها آنچه را او از دوست
در خود دارد ،داشته باشند.


در عشق رقیب منفور است،
در دوست داشتن است که:
“هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند”
که حسد شاخصه ی عشق است
عشق معشوق را طعمه ی خویش میبیند
و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید
و اگر ربود با هردو دشمنی می ورزد و
معشوق نیز منفور میگردد


دوست داشتن ایمان است و
ایمان یک روح مطلق است
یک ابدیت بی مرز است
از جنس این عالم نیست.”

  
نویسنده : ; ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٥

دست هایمان

بیائید پارسایی را از دستانمان یاد بگیریم
بی هیچ چشم داشتی زمین را آماده می کند
در دل آن دانه می کارد،به آن آب می دهد،آن را درو می کند،آرد می کند حتی نان را لقمه می کند .
اما
برای خودش نمیخواهد.
آن را در دهان می گذارد.می داند که بقای خودش به دیگر اعضاء وابسته است.

 

  
نویسنده : ; ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٥
تگ ها :